چگونه اعتماد از دست رفته در رابطه را بازیابی کنیم

چگونه اعتماد از دست رفته در رابطه را بازیابی کنیم

احساسِ شکسته شدن اعتماد، یکی از سنگین‌ترین بارهایی است که یک انسان می‌تواند در رابطه عاطفی خود حمل کند. شاید این روزها مدام از خودتان می‌پرسید: “آیا واقعاً همه‌چیز تمام شده است؟” یا “آیا اصلاً می‌توان دوباره به همان آرامش سابق برگشت؟”. اگر به دنبال راهی برای ترمیم این زخم هستید، بدانید که تنها نیستید. بازسازی اعتماد، فرآیندی نیست که یک‌شبه اتفاق بیفتد؛ اما با نگاهی واقع‌بینانه، تلاش دوجانبه و در پیش گرفتنِ مسیری که بر پایه صداقت و صبوری بنا شده، عبور از این بحران ممکن است.

در این نوشتار، قصد داریم بدون شعار دادن، بررسی کنیم که چگونه می‌توان آجرهای اعتماد را دوباره روی هم چید و رابطه‌ای عمیق‌تر و آگاهانه‌تر ساخت. فراموش نکنید که گاهی بحران‌ها، دریچه‌ای برای شناخت بهتر از خود و شریک عاطفی‌تان هستند، مشروط بر اینکه هر دو طرف برای عبور از طوفان، عزم جدی داشته باشند.

ریشه‌یابی بی‌اعتمادی؛ چرا پایه رابطه سست شد؟

بررسی انواع بی‌اعتمادی (از دروغ‌های کوچک تا بحران‌های بزرگ)

بی‌اعتمادی تنها یک معنای واحد ندارد و نمی‌توان آن را در یک کلمه خلاصه کرد. در بسیاری از موارد، ریشه این احساس در زنجیره‌ای از اتفاقات نهفته است که شاید در ظاهر کوچک به نظر برسند. دروغ‌های مصلحتی، پنهان‌کاری‌های ظاهراً بی‌اهمیت و نادیده گرفتنِ تعهداتِ کلامی، به‌مرور زمان ساختار اعتماد را فرسوده می‌کنند. وقتی فردی متوجه می‌شود که واقعیت‌ها از او پنهان مانده، مغز به‌صورت خودکار مکانیسم دفاعی فعال می‌کند و در جستجوی تهدیدهای بعدی برمی‌آید.

در سطوح عمیق‌تر، بی‌اعتمادی ناشی از خیانت یا شکستنِ میثاق‌های اصلی رابطه است که قلبِ رابطه را هدف قرار می‌دهد. این نوع از بی‌اعتمادی، احساس امنیت روانی را از بین می‌برد و فردِ آسیب‌دیده دچار اضطراب مزمن می‌شود. شناخت نوع بی‌اعتمادی اولین قدم است؛ چرا که راهکارِ درمانِ یک دروغ ساده، با راهکارِ ترمیمِ پس از یک خیانت بزرگ، متفاوت است. شما باید دقیقاً بدانید که این شکاف از کجا شروع شده است.

در اینجا دسته‌بندی رایج بی‌اعتمادی‌ها آورده شده است:

  • بی‌اعتمادی ناشی از پنهان‌کاری: وقتی اطلاعاتِ مهم از شریک عاطفی دریغ می‌شود.
  • بی‌اعتمادی ناشی از نوسان رفتاری: زمانی که قول‌ها عملی نمی‌شوند و تناقض در رفتار دیده می‌شود.
  • بی‌اعتمادی عمیق: ناشی از وقایع ناگهانی که کلِ ساختار رابطه را تغییر داده است.

تحلیل نقش هر دو طرف در ایجاد این شرایط

بسیاری از مراجعین در ابتدای مسیرِ ترمیم، تمایل دارند تمام تقصیرها را متوجه یک نفر کنند. اگرچه مسئولیتِ رفتارهای مخرب مشخص است، اما در تحلیل سیستماتیک یک رابطه، باید نگاهی به دینامیکِ تعاملی داشته باشیم. گاهی الگوهای ارتباطی ناسالم (مثل نقد کردن‌های مداوم یا دوری گزینی عاطفی)، ناخواسته فضایی ایجاد می‌کند که در آن، صداقت کم‌رنگ شده و راه‌های میان‌بر (پنهان‌کاری) انتخاب می‌شوند.

تحلیل نقش‌ها به معنای مقصر شناختنِ هر دو طرف نیست، بلکه به معنای شناسایی “نقاط آسیب‌پذیر” است که اجازه داده بی‌اعتمادی جوانه بزند. وقتی هر دو نفر می‌پذیرند که در کجای مسیر ارتباطی کوتاهی کرده‌اند، گاردِ دفاعی پایین می‌آید. این کار باعث می‌شود به جای متهم کردنِ هم، به فکرِ اصلاحِ الگوی ارتباطی بیفتید که منجر به تکرارِ اشتباهات شده است.

این فرآیند نیازمند شجاعت است؛ شجاعتِ روبرو شدن با ضعف‌هایی که در حین زندگی مشترک از خود نشان داده‌ایم. یادآوری این نکته ضروری است که هدف از این تحلیل، یافتنِ مقصر نیست، بلکه پیدا کردنِ همان نقطه‌ای است که رابطه نیاز به تقویت دارد تا دیگر هیچگاه از آنجا نفوذپذیر نباشد. اگر نتوانید به صورت آگاهانه این الگوها را شناسایی کنید، تکرارِ اشتباهات به امری گریزناپذیر تبدیل خواهد شد.

قدم‌های نخست برای شروع مسیر بازسازی

پذیرش واقعیت و مسئولیت‌پذیری در قبال عملکردها

اولین گام برای بازسازی هر رابطه‌ای، پذیرش کامل و بدون قید و شرط واقعیت است. تا زمانی که فردِ آسیب‌رسان سعی در توجیه رفتارهای خود، کوچک‌انگاری اشتباهات یا بهانه‌تراشی داشته باشد، هیچ فضای امنی برای ترمیم ایجاد نخواهد شد. پذیرش مسئولیت، به معنای اعترافِ خالصانه به خطایی است که رخ داده، بدون اینکه بخواهید با آوردن دلایلِ جانبی، بارِ سنگینِ اشتباه را از دوش خود بردارید یا آن را به شرایط محیطی نسبت دهید.

بسیاری از افراد تصور می‌کنند اگر عذرخواهی کنند و بپذیرند که اشتباه کرده‌اند، جایگاه‌شان در رابطه متزلزل می‌شود، در حالی که دقیقاً عکس این موضوع صادق است. قبول کردنِ مسئولیت، نشان‌دهنده قدرت درونی و احترام به طرف مقابل است. وقتی شما مسئولیتِ کاملِ بخشی که متعلق به شماست را می‌پذیرید، به شریک عاطفی خود این پیام را می‌دهید که امنیتِ رابطه برای شما فراتر از غرور شخصی‌تان اهمیت دارد.

همچنین، این مرحله نیازمند استمرار است. پذیرش، یک لحظه نیست که تمام شود و به تاریخ بپیوندد؛ بلکه باید در تمامِ رفتارهای بعدی شما تداوم داشته باشد. اگر امروز مسئولیتی را می‌پذیرید، فردا نباید با رفتاری متناقض، اعتبارِ آن اعتراف را زیر سوال ببرید. اعتماد، فرآورده‌یِ عملکردِ پیوسته و صادقانه است که از دلِ همین پذیرش‌های مسئولانه جوانه می‌زند.

برای درک بهتر تفاوت نگاه‌ها در این مرحله، به جدول زیر توجه کنید:

ویژگی رویکرد مخرب رویکرد سازنده
واکنش به اشتباه توجیه و بهانه‌تراشی پذیرشِ مسئولیتِ مستقیم
نگاه به آینده فرار از گفتگو تعهد به تغییرِ رفتار

توقف رفتارهای آسیب‌رسان و ایجاد شفافیت کامل

شفافیت، پادزهرِ سمِ بی‌اعتمادی است. وقتی اعتماد ضربه می‌خورد، مغزِ شریک عاطفی شما در حالتِ “هشدار قرمز” قرار دارد و به دنبال هر نشانه‌ای از تکرارِ اشتباه می‌گردد. ایجاد شفافیت به معنای دسترسی دادن به شریک عاطفی برای اطمینان خاطر است؛ این کار ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد و احساسِ محدودیت ایجاد کند، اما در دوران بحران، یک اقدام ضروری برای بازیابیِ حس امنیت است.

شفافیت یعنی در هر لحظه، عمل و کلام شما با هم مطابقت داشته باشد. اگر می‌گویید کجا هستید، واقعاً همان‌جا باشید. اگر برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنید، دقیقاً به همان پایبند بمانید. رفتارهای آسیب‌رسانی مانند پنهان کردنِ گوشی موبایل، رفت و آمدهای نامشخص یا دروغ‌های کوچک برای راحتیِ لحظه‌ای را باید فوراً متوقف کنید. هرگونه ابهام، آتشِ بی‌اعتمادی را شعله‌ورتر می‌کند و زحمات شما برای ترمیم را به باد می‌دهد.

در نهایت، شفافیتِ واقعی از درونِ شما سرچشمه می‌گیرد. وقتی فرد متوجه شود که شما چیزی برای پنهان کردن ندارید، دیگر نیازی به بررسی‌های وسواس‌گونه نخواهد داشت. این مرحله نیازمندِ صبرِ زیادی از سوی شماست؛ ممکن است شریک عاطفی‌تان بارها و بارها سوالات مشابهی بپرسد. صبور باشید و با همان آرامشِ اولیه پاسخ دهید. تکرارِ پاسخ‌های صادقانه، به مرور زمان به او ثابت می‌کند که دیگر هیچ رازِ تلخی در کار نیست.

هنر گفتگو؛ چگونه درباره دردهایمان صحبت کنیم؟

تکنیک‌های گوش دادن فعال بدون واکنش‌های تدافعی

بزرگترین مانع در مسیرِ ترمیمِ رابطه، “شنیدن برای جواب دادن” است، نه “شنیدن برای درک کردن”. در شرایط بحرانی، وقتی شریک عاطفی شما شروع به صحبت درباره رنج‌ها و اعتراضاتش می‌کند، اولین واکنشِ غریزیِ بسیاری از ما این است که بلافاصله از خود دفاع کنیم، توجیه بیاوریم یا متقابلاً اشتباهات او را به رخش بکشیم. این چرخه، هر امیدی برای صلح را در نطفه خفه می‌کند.

گوش دادنِ فعال یعنی تمام فضای ذهنی خود را به کلمات، لحن و حتی سکوت‌های او اختصاص دهید. به جای اینکه در ذهن‌تان به دنبال پاسخ بگردید، سعی کنید احساسی که پشتِ کلمات او نهفته است را درک کنید. آیا او خشمگین است؟ آیا می‌ترسد؟ آیا احساس تنهایی می‌کند؟ وقتی بتوانید این احساساتِ زیربنایی را شناسایی کنید و به جای دفاع از خود، آن‌ها را تایید کنید (مثلاً با گفتن “درک می‌کنم که چقدر بابت این اتفاق احساس ناامنی کردی”)، دیوارهای دفاعی بین شما شروع به فرو ریختن می‌کند.

در این لحظات، سکوتِ هوشمندانه بسیار قدرتمندتر از پرحرفی است. اجازه دهید او تمامِ حرف‌هایش را بزند، حتی اگر تکراری باشند. گاهی شنیده شدن، نیمی از درمان است. وقتی او احساس کند که شما واقعاً در حالِ شنیدن هستید، نیازِ او به تکرارِ گلایه‌ها کمتر می‌شود، زیرا بذرِ اعتماد به این که “شما حامی او هستید”، در وجودش کاشته می‌شود.

بیان خواسته‌ها به جای متهم کردن طرف مقابل

زبانِ اتهام، ویرانگرترین ابزار در روابطی است که اعتماد در آن‌ها آسیب دیده است. استفاده از جملاتی که با “تو” شروع می‌شوند (مثلاً “تو همیشه باعث شدی…” یا “تو هیچ‌وقت نفهمیدی…”)، ناخودآگاه شریک عاطفی را به موضعِ تدافعی می‌برد. وقتی فرد احساس کند مورد حمله قرار گرفته، به جای تمرکز بر حلِ مسئله، بر بقایِ روانی و دفاع از جایگاه خود تمرکز می‌کند. برای تغییر این وضعیت، باید از “زبانِ من” استفاده کنید.

مطالب مرتبط :  بهبود روابط زناشویی؛ راهکارهای عملی برای بازگشت صمیمیت به زندگی

تکنیکِ بیانِ خواسته‌ها به جای اتهام‌زنی، به شما کمک می‌کند تا احساساتِ خود را به اشتراک بگذارید بدون اینکه به طرف مقابل ضربه‌ای بزنید. به جای “تو با من صادق نبودی”، بگویید: “من وقتی حقیقت را نمی‌دانم، احساس ناامنی و اضطراب می‌کنم و برایم دشوار است که در رابطه احساس آرامش داشته باشم”. این رویکرد به جای ایجادِ فاصله، دعوت‌نامه‌ای برای همکاری و همدلی است.

در اینجا چند نمونه از جایگزینی کلمات آورده شده است:

به جای گفتن: “تو باعث شدی من بهت بی‌اعتماد بشم!”

بگویید: “من دوست دارم دوباره به تو تکیه کنم و نیاز دارم با هم راهی پیدا کنیم تا دوباره این حسِ امنیت رو بسازیم.”

وقتی از موضعِ نیاز و آسیب‌پذیری صحبت می‌کنید، به شریک‌تان اجازه می‌دهید تا نقشِ یک قهرمان را برای ترمیمِ شما بازی کند، نه نقشِ یک متهم. این تغییرِ جایگاه، فضای رابطه را از جنگ به یک پروژه‌ی مشترک تغییر می‌دهد. فراموش نکنید که هدف، اثباتِ برتری در بحث نیست؛ هدف، ساختنِ پلی است که هر دوی شما بتوانید از روی آن عبور کنید.

بازسازی صمیمیت؛ فراتر از کلمات، در عمل

نقش ثبات قدم و زمان در التیام زخم‌های عاطفی

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که با چند عذرخواهیِ صمیمانه و یک تغییرِ رفتارِ کوتاه‌مدت، همه‌چیز باید به روال سابق برگردد. اما حقیقت این است که اعتماد، همچون گلی است که پس از خشک شدن، برای رشد دوباره به مراقبتِ مداوم و زمان نیاز دارد. ثبات قدم، یعنی اینکه اعمالِ شما در طول هفته‌ها و ماه‌ها، پیامی واحد و ثابت را مخابره کند. وقتی شریک عاطفی شما می‌بیند که حتی در شرایط سخت یا فشارهای روزمره، شما همچنان بر سرِ عهد و شیوه‌یِ جدیدِ رفتاری خود باقی مانده‌اید، لایه‌های زیرینِ بی‌اعتمادی شروع به ذوب شدن می‌کنند.

زمان در این میان، یک فاکتورِ غیرقابلِ‌جایگزین است. هیچ میان‌بری برای بازسازیِ اعتماد وجود ندارد. هر بار که شما با صداقت عمل می‌کنید، یک “سرمایه” به بانکِ اعتمادِ رابطه واریز می‌کنید. در اوایلِ مسیر، موجودی این بانک بسیار ناچیز است و هر خطایِ کوچکی می‌تواند آن را صفر کند، اما با گذرِ زمان و تکرارِ رفتارهایِ قابلِ پیش‌بینی و مثبت، این موجودی افزایش می‌یابد. به خودتان و طرف مقابل این فرصت را بدهید که بدون عجله، این مسیر را طی کنید.

نکته حیاتی این است که در طولِ این مسیرِ زمانی، انتظار نداشته باشید که شریک عاطفی‌تان بلافاصله به شما پاسخِ مثبت بدهد. ممکن است او در روزهایی دچارِ بدبینیِ ناگهانی شود؛ در این مواقع، صبوریِ شما در برابرِ این طوفان‌های کوچک، نشان‌دهنده‌یِ میزانِ تعهدِ شماست. اگر به جای خشمگین شدن یا ناامید شدن، با ثباتِ قدم بر همان مدارِ صداقت باقی بمانید، این خود بهترین مدرک برای اثباتِ تغییرِ شماست.

ایجاد عادت‌های کوچکِ سازنده در زندگی روزمره

صمیمیت، در لحظاتِ بزرگ ساخته نمی‌شود، بلکه در میانِ ریزه‌کاری‌هایِ روزمره شکل می‌گیرد. وقتی اعتماد آسیب دیده، رابطه به شدت سرد می‌شود. برای بازگرداندنِ گرما، باید عادت‌های کوچک اما معناداری بسازید که به مرور زمان، پیوندِ عاطفیِ شما را تقویت کند. این عادت‌ها نباید لزوماً کارهای بزرگی باشند؛ هدف، ایجادِ فرصت‌هایی برای تجربه‌های مشترکِ مثبت است که به ذهنِ شریکِ عاطفی‌تان یادآوری کند شما همچنان “تیم” هستید.

یک پیاده‌رویِ ده دقیقه‌ای بدون گوشی موبایل، خواندنِ یک کتابِ مشترک، یا حتی اختصاص دادنِ زمان مشخصی در شب برای گفتگو درباره اتفاقاتِ روز، می‌تواند معجزه کند. این عادت‌ها به شریکِ شما نشان می‌دهد که شما همچنان برایِ بودن در کنارِ او وقت می‌گذارید و به دنیایِ او اهمیت می‌دهید. تکرارِ این لحظات، به تدریج فضایِ سنگینِ بی‌اعتمادی را با حسِ تعلق جایگزین می‌کند.

در اینجا چند پیشنهاد ساده برای بازسازیِ صمیمیت آورده شده است:

  • اشتراک‌گذاریِ آسیب‌پذیری‌ها: روزانه درباره ترس‌ها یا امیدهای کوچک‌تان با هم صحبت کنید.
  • حضورِ کامل: در زمان‌هایِ مشترک، تمامِ حواسِ خود را به شریکِ عاطفی‌تان بدهید.
  • قدردانیِ روزانه: بابت کارهای کوچکی که برای هم انجام می‌دهید، صراحتاً تشکر کنید.

فراموش نکنید که وقتی در مسیرِ بازسازی هستید، مغزِ شریک عاطفی شما دائماً به دنبالِ تهدید است. با انجامِ این کارهای کوچکِ مثبت، شما در واقع دارید مغزِ او را بازآموزی می‌کنید تا دوباره “امنیت” را در کنارِ شما جستجو کند. این فرآیند، قدرتمندترین ابزاری است که در اختیار دارید تا ثابت کنید رابطه نه تنها قابلِ نجات است، بلکه می‌تواند از قبل هم قدرتمندتر شود.

در نهایت، صمیمیتِ فیزیکی و عاطفی، نتیجه‌یِ مستقیمِ امنیتِ روانی است. هرچه بیشتر بتوانید محیطی امن و قابل‌پیش‌بینی بسازید، صمیمیت به صورتِ طبیعی بازخواهد گشت و جایگزینِ شکاف‌های عمیقِ گذشته خواهد شد. تنها چیزی که نیاز دارید، تداوم در انجامِ این رفتارهای کوچک است، حتی وقتی که حس می‌کنید تغییرات به کندی پیش می‌روند.

چه زمانی به کمک تخصصی نیاز داریم؟

شناسایی بن‌بست‌های عاطفی که نیاز به حضور مشاور دارند

گاهی با وجودِ تلاش‌های صادقانه و استفاده از تمامِ مهارت‌های ارتباطی، همچنان در بن‌بستِ عاطفی گرفتار می‌مانید. این بن‌بست‌ها اغلب زمانی رخ می‌دهند که الگوهای تخریبیِ گذشته چنان در عمقِ وجودِ رابطه ریشه دوانده‌اند که حل کردنِ آن‌ها بدونِ حضورِ یک ناظرِ بیرونی و متخصص، تقریباً ناممکن است. اگر متوجه شدید که بحث‌های شما دائماً به سمتِ خشونتِ کلامی پیش می‌رود، یا حس می‌کنید که هر دو نفر در یک حلقه‌یِ تکراری از اتهام و دوری گزینی اسیر شده‌اید، وقت آن است که به یک مشاور متخصص در امورِ خانواده مراجعه کنید.

مشاور به شما کمک می‌کند تا زبانی برای گفتگو پیدا کنید که فراتر از خشم و رنج باشد. او نه تنها یک میانجی است، بلکه فردی است که می‌تواند الگوهای رفتاریِ پنهانی را که خودتان نمی‌بینید، شناسایی کرده و راهکارهای اصلاحیِ تخصصی ارائه دهد. گاهی اوقات نیز درگیری‌های عاطفی ریشه در تروماهای شخصیِ گذشته دارد؛ جایی که مشاور می‌تواند با بررسیِ دنیای درونیِ هر فرد، مسیرِ درمانِ فردی را همزمان با ترمیمِ رابطه پیش ببرد. پذیرشِ این واقعیت که به کمک نیاز دارید، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه بالاترین سطحِ مسئولیت‌پذیری در قبالِ رابطه است.

نشانه اصلی برای تشخیصِ نیاز به مشاور این است که احساس کنید “هر چه بیشتر تلاش می‌کنید، بیشتر از هم دور می‌شوید”. در این وضعیت، حضورِ یک متخصص می‌تواند مانندِ قطب‌نما عمل کند و شما را از سرگردانی در طوفانِ هیجانات نجات دهد. رابطه‌ای که به مرحله‌یِ درمانِ تخصصی می‌رسد، شانسِ بسیار بالاتری برای عبور از بحران و رسیدن به پختگی دارد، چرا که در این مسیر، شما یاد می‌گیرید که چگونه به ابزارهایِ قدرتمندتر از حدِ توانِ خود تکیه کنید.

نتیجه‌گیری: مسیری که ارزش پیمودن دارد

ترمیمِ اعتمادِ از دست رفته، شاید دشوارترین ماموریتی باشد که یک زوج در طولِ زندگیِ مشترک خود تجربه می‌کنند، اما این مسیر بدونِ پاداش نیست. در انتهای این جاده، آنچه منتظر شماست، رابطه‌ای است که نه تنها زخم‌های گذشته را پشتِ سر گذاشته، بلکه با خِرد، آگاهی و عمقِ بیشتری بازسازی شده است. هر تلاشی که امروز برای صداقت و همدلی انجام می‌دهید، سنگی است که برای ساختنِ قلعه‌ای مستحکم‌تر در آینده قرار می‌دهید.

فراموش نکنید که شما تنها کسی نیستید که این مسیر را طی کرده است. بسیاری از روابطِ موفقِ امروزی، روزگاری در لبه‌یِ پرتگاهِ جدایی بوده‌اند، اما با شجاعتِ ایستادن و ساختن، توانسته‌اند دوباره به یکدیگر متصل شوند. پس صبور باشید، امیدوارانه قدم بردارید و بدانید که تغییرِ رفتارِ امروزِ شما، نویدبخشِ آرامشِ فردایِ شماست.

سوالات متداول (FAQ)

آیا همیشه می‌توان اعتماد را بعد از خیانت بازگرداند؟

این موضوع به عزمِ دوطرفه، نوعِ خیانت و سطحِ پذیرشِ مسئولیتِ فردِ آسیب‌رسان بستگی دارد. در صورتِ وجودِ تمایلِ واقعی برای تغییر و ترمیم، احتمالِ موفقیت بالا است.

برای ترمیم رابطه چه مدت زمان لازم است؟

زمان مشخصی وجود ندارد. این فرآیند می‌تواند از چند ماه تا چند سال متغیر باشد و کاملاً به کیفیتِ تعاملاتِ روزمره و تداومِ رفتارهایِ مثبتِ شما بستگی دارد.

آیا باید تمام جزئیاتِ گذشته را برای طرف مقابل بازگو کرد؟

درباره جزئیاتی که باعثِ آسیبِ غیرضروری یا تروما می‌شود، بهتر است با مشاور مشورت کنید. شفافیت لازم است، اما نباید به ابزاری برای شکنجه‌یِ روانیِ طرف مقابل تبدیل شود.

اگر طرف مقابل برای ترمیم رابطه تلاشی نکرد، چه باید کرد؟

شما تنها مسئولِ رفتارهایِ خودتان هستید. اگر تلاش‌های صادقانه‌یِ شما بدون پاسخ ماند، باید به فکرِ محافظت از سلامتِ روانیِ خود باشید و شاید نیاز باشد برای تصمیم‌گیری نهایی از مشاور کمک بگیرید.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

saeed2026

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *